قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2171
تاريخ الفي ( فارسى )
امّا ايلك خان چون از توجّه ايشان خبر يافت ، فى الحال به اطراف و جوانب مسرعان دوانيد كه لشكرها جمع شوند . و اين سعادتمندان چون از آن حال خبر يافتند مضطر و متحيّر مانده با يكديگر بعد از مشورت ، چغرى بيگ قرار به آن داد كه : طغرل بيگ ايل و اولوس را برداشته به بيابانى دوردست كه دست تطاول خوانين تركستان از دخول آن عاجز باشد رفته و من از شما رخصت گرفته به جانب روم روم به غزاى كفّار آن ديار روزگار گذرانم ، شايد كه به اين سبب دشمنان دست از دامن غرض ما كوتاه داشته به حال خود نشينند . بنابراين ، طغرل بيگ با اولوس و ايماق « 1 » خود روى به بيابان صعب رفته از آبادانى دور رفت ، و چغرى بيگ با سى سوار خونخوار كه در رزم رستم و اسفنديار را خوار مىشمردند ، بر سمت خراسان روان شد كه از آنجا بهجانب ارمنيه رفته به مراسم جهاد قيام نمايد . و چون اين خبر به والى طوس رسيد ، جمعى كثير را تعيين نمود كه سر راههاى چغرى بيگ را محفوظ داشته از هركجا كه باشد او را به دست آورند . اتّفاقا ، آن جماعت بعد از تردّد و سعى بسيار به گرد او نرسيده مأيوس بازگشتند و خبر رسيد كه چغرى بيگ از رى گذشته به صوب روم رفت . و چون اين خبر به سلطان محمود رسيد ، فرمانى مشتمل بر عتاب و سرزنش بسيار به والى طوس فرستاده پيغام داد كه : چغرى بيگ با سى سوار از ولايت تو عبور نموده و تو او را نتوانستى گرفت . اين قضيّه بىآنكه اهمال و تغافل از جانب تو بوده معنى معقول ديگرى ندارد ، و الّا اينچنين رايگان چغرى بيگ را از دست دادن از عقل و فراست و دولتخواهى دور بود . والى طوس چون بر مضمون فرمان اطلاع يافت از غضب سلطان محمود بسيار هراسان شده جماعتى از دلاوران سپاه خود را بر سر راهها گذاشت كه : عن قريب است كه چغرى بيگ مراجعت خواهد نمود ؛ چه ، او از برادر بالكليّه جدا نمىتواند شد و كار ايشان بتنهايى پيش نمىرود . بههرحال ، بايد كه در حين مراجعت او را به دست آورده پيش سلطان فرستيم . و چون چغرى بيگ به نواحى روم رسد ، جمعى از تراكمه به وى ملحقّ شدند . اتّفاق ايشان به مراسم غزا قيام نموده بعضى قلاع را فتح كرده غنايم بسيار بهدست آوردند و بعد از حصول مقصود ، تراكمه را وداع نموده عزيمت [ 256 ب ] وطن كرد و بعد از قطع منازل و مراحل چون به حوالى مرو رسيد مردم خود را متفرّق ساخته ، خود در زىّ سوداگران به شهر درآمده و يك شب در شهر مانده و على الصّباح بيرون رفت . بعد از رفتن او والى طوس خبر يافت دانست كه چغرى بيگ مؤيّد به تأييد الهى و منظور نظر عاطفت سبحانى است . و چون چغرى بيگ قريب به بخارا رسيد كس پيش برادر طغرل بيگ فرستاده از آمدن خود اعلام
--> ( 1 ) . متن : ايماغ . - و .